بعدازقرائت فاتحه برای ناصرخان میریم باهم یک خاطره از خاطرات بسیارشیرنش راازپرتال خودش میبینیم ومیخونیم./



ناصرخان ازحضورش وشرایطش در تاج آنزمان میگوید:
  • تفاوت شما با عزيز اصلي، دروازه بان پرسپوليس و تيم ملي، در چه چيز بود؟

من كمي ترسو بودم اما تكنيك دروازه باني داشتم. تكنيك دروازه باني همان استيل مناسب است و همان استيل مناسب باعث شده بود كه رايكوف مرا انتخاب كند و از من خوشش بيايد. مثلا براي گرفتن توپهاي بلند «خوشگل» مي پريدم هوا و استيل من چشم او را گرفته بود. به هر حال در بازيهايي كه انجام داديم با تيم «دينامومينسك» بازي كرديم كه تيم سوم شوروي بود و دو بر يك اين تيم را برديم و با تيم ارمنستان باي كرديم و اين تيم را هم با دو گل شكست داديم و چند بازي ديگر. در آن بازي ها چهار بازي من ثابت بودم و يك بازي هم قفلساز دروازه بان ثابت تيم ملي بود. او هم مثل من جوان بود و (البته دقيقا يادم نيست) فكر مي كنم او هم سه، چهار گل خورد. خلاصه وقتي از آن سفر برگشتيم دوباره انتقادها شروع شد كه نوك تيز همه انتقادها من و رايكوف را نشانه گرفته بود. همان آقاي اسداللهي (كه گفتم مخالف حضور من در تيم ملي بود) دست بردار نبود و كماكان انتقاد مي كرد. مدتي بعد قرار شد برويم تركيه و در يك تورنمنت سه جانبه شركت كنيم. آنجا هم رفتيم و در بازي اول با نتيجه چهار بر صفر پاكستان را شكست داديم. در باي دوم به مصاف ميزبان (يعني تيم ملي تركيه) رفتيم. تركيه در آن بازي با تمام قوا به ميدان آمده بود و سه بازيكن به نامهاي «اندر»، «يوسف» و «جهان» داشت كه در باشگاههاي آلمان بازي مي كردند. نيمه اول چهار گل از تركيه خورديم. بين دو نيمه من در رختكن خيلي ناراحت بودم و گريه ام گرفته بود كه چرا در يك نيمه چهار گل خورده ام، اصلا روحيه نداشتم كه نيمه دوم را هم بازي كنم. به خودم مي گفتم: من چهار گل خورده ام، اگر نيمه دوم هم بازي كنم بازهم گل مي خورم و حسابي خراب مي شوم. به رايكوف گفتم: آقا، من در اين نيمه بازي نمي كنم. يعني روحيه بازي ندارم. رايكوف گفت: نه، شما در نيمه دوم هم بايد درون دروازه باشي. گفتم: اما آقا، مطمئنم كه با اين روحيه باز هم گل مي خورم. رايكوف هم گفت: عيب ندارد، هرچه گل هم خوردي مسئله اي نيست. من تو را قبول دارم، برو بچه بيشتر از اين روي حرف من حرف نزن!

به هر حال من نيمه دوم رفتم درون دروازه و ستاره ميدان شدم و نه تنها گل نخوردم بلكه چند فرصت صددرصد گل را هم گرفتم و بازي با همان نتيجه چهار بر صفر به سود تركيه تمام شد. پس از اين كه برگشتيم تهران، پرسپوليسي ها يك شعار جديد در ورزشگاه مي دادند و مي گفتند «حجازي، تركها چه كارت كردند، سوراخ سوراخت كردند» البته پرسپوليسي ها وقتي اين شعار را مي دادند كه من تازه به تاج آمده بودم. چون در همان سفر كه بر تركيه رفتم مرحوم علي دانايي فرد با من صحبت كرد و گفت بيا تاج، او گفت: ماهيانه 150 تومان به تو حقوق مي دهيم و 10 هزار تومان هم پيش پرداخت مي دهيم. البته راه آهن هم دنبال من بود ولي به هر صورت پس از اين كه همراه با تيم ملي از تركيه برگشتيم بلافاصله با تاج قرارداد بستم. وقتي با تاج قرارداد بستم 18 سالم بود و همان طور كه گفتم 10 هزارتومان به عنوان پيش قرارداد از اين تيم گرفتم، هنگامي كه اين پول را گرفته بودم نمي دانيد چقدر خوشحال شدم چون يك بچه 18 ساله بودم و خيلي كيف كردم كه توانسته ام با دست خودم 10 هزار تومان در بياورم. خلاصه با خوشحالي پولي را كه تاج داده بود آوردم خانه و به پدرم گفتم ببين با تاج قرارداد بستم و 10 هزار تومان گرفتم. پدرم خيلي تعجب كرده بود و گفت: اين پول را از كجا آورده اي؟ گفتم: من فوتبال بازي مي كنم و به خاطر فوتبال به من اين پول را داده اند. اما او كه باور نمي كرد، گفت: پسر دزدي نكرده باشي؟ گفتم: بابا، دزدي چيه؟ من دروازه بان تيم ملي هستم و تاج هم مرا جذب كرده و اين پول را به عنوان پيش قرارداد به من داده است.

پدرم گفت: من كه باور نمي كنم، الان زنگ مي زنم باشگاه تاج ببينم چه كسي اين پول را به تو داده تا تكليفت را روشن كنم. پدرم زنگ زد باشگاه تاج و اتفاقا با تيمسار خسرواني صحبت كرد و از او پرسيد: شما به پسر من 10 هزار تومان داده ايد؟ تيمسار هم گفته بود: بله، اين پول را ما به ناصر داده ايم، چون او بازيكن ماست و بابت پيش قرارداد اين پول را از ما گرفته است. پدرم كه خيلي تعجب كرده بود به تيمسار گفت: مگر براي فوتبال بازي كردن هم به كسي پول مي دهند؟ كه تيمسار هم در جواب پدرم گفت: بله آقا، پول مي دهند. از آن موقع بود كه رفتار پدرم با من خيلي عوض شد و خيلي تحويلم مي گرفت و از من حمايت مي كرد. قبل از اين قضيه بين من و برادر بزرگترم خيلي فرق مي گذاشت ولي از وقتي ديد كه من به خاطر بازي فوتبال پول مي گيرم و عضو تيم ملي هم هستم، هم تحويلم مي گرفت و هم به من احترام مي گذاشت. بعد از اين جريان نه تنها من و برادرم از ديد او مساوي بوديم بلكه مرا بيشتر از برادرم تحويل مي گرفت.

  • 10 هزار توماني كه از تاج گرفتيد اولين پول نسبتا زيادي است كه در فوتبال گرفته بوديد، با آن پول چكار كرديد؟

آن موقع 10 هزار تومان پول بدي نبود من مقداري پول هم روي آن 10 هزار تومان گذاشتم و يك پيكان آلبالويي رنگ خريدم كه روي آن پيكان نوشته بودم 22 چون هميشه شماره پيراهن دروازه باني ام هم 22 بود.

  • راستي چرا آن موقع شماره پيراهن شما 22 بود و يك نبود؟

علتش اين بود كه من خيلي لاغر بودم و به همين دليل پيراهن هاي گشاد مي پوشيدم و شماره پيراهنم هم 22 بود تا بدنم را پهن تر نشان دهد چون اگر پيراهن شماره يك مي پوشيدم خيلي لاغر و مردني به نظر مي آمدم اما با شماره 22 هيكلم درشت تر به نظر مي آمد.

  • از حضورتان در تاج بيشتر بگوييد؟

من وقتي به تاج پيوستم از همان اول دروازه بان ثابت اين تيم شدم آن موقع حسين قاضي شعار و مهدي كشاورز هم دروازه بانان تاج بودند. سال بعد يعني در سال 1349 بازيهاي جام قهرماني باشگاههاي آسيا در تهران برگزار مي شد و تاج هم نماينده ايران بود من همه ديدارهاي اين جام را ثابت بازي كردم اما پيش از بازي فينال پايم آسيب ديد و به خاطر اين كه زانويم ورم كرده بود نمي توانستم بازي كنم. قبل از بازي فينال جام باشگاههاي آسيا تيمسار خسرواني آمد در رختكن تاج و به من گفت: امروز هر طور كه شده بايد بازي كني. من گفتم: تيمسار، به خدا پايم خيلي درد مي كند و اصلا نمي توانم بازي كنم. كه سرانجام تيمسار خسرواني با اصرار و التماس گفت: دو تا آمپول بزن و هر طور كه شده بايز كن، هرچقدر هم كه پول بخواهي به تو مي دهم چون امروز با اسرائيل بازي داريم و بازي حساسي هم است. خلاصه من هم آمپول زدم و خدا هم كمك كرد و با همان پاي آسيب ديده رفتم درون دروازه و در آن بازي هم نماينده اسرائيل را دو بر يك شكست داديم و قهرمان آسيا شديم. در آن دوره از بازيهاي جام باشگاههاي آسيا رايكوف مربي تاج بود ضمنا محمود خوردبين هم به عنوان بازيكن كمكي براي ما بازي مي كرد كه البته بازي فينال روي نيمكت بود. من پس از دوسال حضورم در فوتبال خيلي پيشرفت كرده بودم و تبديل به بازيكني شده بودم كه اگر نبود، تيم ضربه مي خورد. به همين دليل تيمسار خسرواني آن قدر اصرار كرد كه در بازي فينال هر طور شده بازي كنم.

  • پس از قهرماني در آسيا چه پاداشي از سوي باشگاه به بازيكنان تاج تعلق گرفت؟

قبل از بازي فينال تيمسار خسرواني به همه بچه ها قول داده بود كه در صورت قهرماني در جام باشگاههاي آسيا مبلغي را به عنوان پاداش به بازيكنان پرداخت كند اما پس از قهرماني فقط به دو نفر پاداش دادند! در صورتي كه همه ما زحمت كشيده بوديم و نبايد تبعيض قائل مي شدند اما...

  • در آن سالها براي بازيهاي تاج چه تعداد تماشاگر مي آمد؟

در بازيهاي داخلي كه خيلي تعداد طرفداران تاج كم بود البته تماشاگر بعضي وقتها زياد مي آمد اما خب همه تماشاگران كه طرفدار تاج نبودند و فكر مي كنم بيشتر از سه هزار نفر طرفدار ما نبودند و مثل الان نبود كه طرفداران استقلال مثلا سي، چهل يا پنجاه هزار نفر براي بازيهاي داخلي باشند. در آن سالها تاج به عنوان يكي از تيم هاي مدعي هميشه مطرح بود اما طرفداران اين تيم زياد نبودند و فقط تيم هاي شاهين و دارايي خيلي طرفدار داشتند و بعدها كه دارايي منحل شد تعدادي از بازيكنان اين تيم به تاج آمدند.

  • آن موقع عزيز اصلي دروازه بان شاهين بود يا پرسپوليس؟

عزيز اصلي دروازه بان پرسپوليس بود. البته من زمان شاهين نبودم و زمان پرسپوليس وارد فوتبال شدم كه يك بار پرسپوليس منحل شد و بازيكنان اين تيم رفتند پيكان و بعد از آن هم پيكان منحل شد و دوباره پرسپوليس تشكيل شد.

  • شما در آن سالها يك رقيب جدي به نام منصور رشيدي داشتيد. رشيدي از كي آمد و چطور شد كه تاج را انتخاب كرد؟

البته رشيدي چهار، پنج سال بعد از من به تاج پيوست او در تيم تاج آبادان بازي مي كرد يك بار تاج تهران براي شركت در يك تورنمنت كه تيمهاي تاج آبادان، تاج خرمشهر و تاج مسجدسليمان هم حضور داشتند به آبادان سفر كرد و پس از همان تورنمنت بود كه رشيدي هم به تاج تهران پيوست، البته من در آن تورنمنت به همراه بچه ها به آبادان نرفتم.